حال و هوایم ابریست...
دل آرامی ندارم دیگر!
تنهایی هایم پر اضطراب تر شده اند
و اشکهایم سر ریزتر!
حال و هوایم
ابری قبل بارانست!
ابری پاییزی اما،
سردی دارد،سوز دارد
دلم می خواهد جامه ام تنگ تر شود
و یخ کردگی هایم،گرم تر!
دلم می خواهد زمان بایستد،
دنیا بایستد
قلبم ...
چشمانم آلوده به خواب گشته اند
فردا را،چه در پیش است؟!!
آنقدر سطر سطر،تو را
بر صفحه این دل وامانده می نویسم
تا جوهر خواب هایم تمام شود...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱:۵۱ ق.ظ توسط مریم
|
برکه اي در همين نزديکي ست